صنایع خلاق و نقش آن در بازار هنری

شنبه, 24 آبان 99

از مهمترین پیش بینی های مربوط به دهه آینده برای سازمان های فرهنگی دریافت کننده بودجه عمومی و قشر هنرمند جامعه، فشار مداوم نهادهای دولتی بر کاهش هزینه های عمومی است. با درنظر گرفتن شرایط اقتصادی جامعه، افزایش  هزینه های عمومی و اساسی­ای مانند مراقبت های بهداشتی و درمانی، آموزش و پرورش و... می­توان انتظار داشت که سرمایه گذاری های عمومی در حوزه هنر و فرهنگ احتمالا تحت نظارت دقیق­تری قرار خواهند گرفت. این قضیه می تواند تغییرات زیادی را در بنیان های تجاری حوزه هنر ایجاد کند. در مرحله اول ، در پاسخ به خطر كاهش بودجه عمومی، بسیاری از سازمان های فرهنگی و هنری و همچنین هنرمندان ممكن است مجبور به تجدید نظر در مورد عناصر اساسی در مدل های كسب و كار خود شوند. 

مدل های تجاری در حوزه هنر تغییر چشمگیری نداشته اند و فناوری های جدید در این حوزه منجر به تغییر اساسی در رابطه با سازمان­های هنری، شرکت ها و هنرمندان با مخاطبان خود نشده اند. بسیاری از مؤسسات هنری که امروزه فعالیت جدی دارند، به سبک و سیاق دهه­های گذشته مشغول به کار هستند. 

از آنجا که تا به امروز، تصویر کلی از بازار هنری به طور پیوسته و مداوم رصد نشده است و این بخش در مقایسه با دیگر حوزه های صنایع خلاق مانند صنایع دیجیتال، تبلیغات و توریسم نقش جدی­ای بازی نکرده است، لزوم توجه به آن از اهمیت بالایی برخوردار است.

فناوری در صنایع فرهنگی و خلاق می توانند به عنوان فرصتی  بی نظیر برای سازمان های فرهنگی و هنرمندان برای تغییر دادن نقش خود و تجدید حس هدف خود درنظر گرفته شوند و به عنوان یک چشم انداز یکپارچه با ضریب اطمینان بالا، می توانند تکمیل کننده اهداف سازمانهای هنری و فرهنگی و اهداف گسترده تر اقتصادی و اجتماعی باشد. پروفسور جانوتان نیلندز از دانشگاه وارویك، بیان می کنند كه اكنون این مسئله پذیرفته است كه اهداف فوق­الذکر می توانند بخشی از برنامه های كلی و جامع باشند:

« من به اندازه ای عمر کردم که به یاد بیاورم زمانی را که  موضوعات مربوط به تنوع و مشارکت در هنر و جامعه به عنوان عدالت اجتماعی درنظر گرفته می شدند. اما آنها نیز اکنون اهداف اقتصادی به شمار می آیند. می دانیم که تنوع موتور محرک اجتماعی خلاقیت است. ما می دانیم که صنایع خلاق نیاز کاملا اساسی برای آینده اجتماعی و اقتصادی بشریت است. بنابراین، من فکر می کنم که امروزه و برای اولین بار بین برنامه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، دیجیتال و صنایع خلاق نوعی یکپارچگی وجود دارد که نظیر آن را در گذشته نمی­توان پیدا کرد».

رشد جمعیت به همراه تغییر نسل، می تواند فرصتی برای بخش هنری باشد. نسل آینده، نسل گروهی از مصرف کنندگان را تشکیل می دهند که به عنوان یک نسل کاملا غوطه ور شده دیجیتالی، تجربیات فرهنگی جدیدی را رقم بزنند و به عنوان مصرف کنندگان بازار هنر، سلیقه های متفاوت و آمیخته با تکنولوژی امروز را داشته باشند و بنابراین تولیدات متناسب با ذائقه خود را از بازار امروز طلب کنند.

رشد "خلاقیت روزمره" و به ویژه هنرهای مشارکتی داوطلبانه، فعالیت دیجیتالی در بین جوانان و رو آوردن مجدد نسل جوان به صنایع دستی باعث می شود فرصتی برای هنرمندان و سازمان های فرهنگی فراهم شود تا مخاطبان و شرکت کنندگان خود را با شرایطی جدید ملاقات کنند. 

با توجه به نقش محوری که هنر همواره در پیشرفت انسان ایفا کرده است، پیوند دادن اهداف هنری، اقتصادی و اجتماعی موضوع بسیار مهمی به شمار می آید و قرن بیست و یکم، بستر مناسبی برای تلفیق و پیوند دادن این حوزه ها به یکدیگر است.  در این قرن، سهم هنر و سازمانهای فرهنگی در توسعه مهارت های خلاقانه برای کسب موفقیت در عصر هوش مصنوعی و اتوماسیون اهمیت بیشتری پیدا کرده است و علاوه بر این، در سطح جوامع محلی، نقش دیرینه ای که هنرها و سازمان های فرهنگی در ایجاد سرمایه اجتماعی ایفا می کنند ضرورت بحث را دوچندان خواهد کرد. تجارت در حوزه هنر و فرهنگ با توجه به رشد روزافزون گفتمان جهانی شدن مرزهای خود را بسیار بیشتر از این گسترش داده  و مخاطبان این بازار همچنانکه امروزه در بعضی از حوزه ها مانند موسیقی، سینما، صنایع دستی و... شاهد هستیم دیگر محدود به افراد بومی حوزه فرهنگ و هنر نخواهد بود. پذیرش و استفاده روزافزون فناوری های دیجیتال راهی برای دستیابی سازمانهای فرهنگی و هنری به جماعه وسیع­تری از مخاطبان خواهد بود. سازمانهای فرهنگی و هنری می توانند با استفاده از ظرفیت هایی مانند واقعیت مجازی(VR) و  (AR) و همچنین با به راه انداختن سیستم های پخش زنده، بازار خود را غنی تر کنند. در حوزه هنرهای نمایشی، سینما و هنرهای تجسمی، استفاده از «بلیط­های پویا» می تواند گزینه خوبی برای سازمانهای فرهنگی و هنری باشد. بلیط های پویا این امکان را به سازمان­ها و مخاطبان می­دهد تا بر اساس تقاضا هزینه بلیط­های خود را افزایش و یا کاهش دهند.

دهه گذشته را دهه ادغام فناوری های دیجیتال با هنر و فرهنگ نامیده اند ولی ممکن است با این وجود، در واقعیت چنین انقلابی هنوز تحقق نیافته است، زیرا بسیاری از سازمان ها با موانع زیادی (مانند عدم دسترسی به بودجه و محدودیت های زمانی) روبرو هستند. دیجیتالی شدن، سازمان­ها، شرکت­ها، مجموعه ها و گالری­ها برای بسیاری از موسسات فرهنگی به یک روش استاندارد تبدیل شده است ، اما موارد استفاده برای سرمایه گذاری در حوزه تلفیق هنر و صنایع دیجیتال ، تا به امروز با محدودیتهایی روبه رو شده است. با این وجود ، پیشرفتهای زیادی در تلفیق فن آوری و صنایع خلاق رخ داده است، زیرا همکاری های میان رشته ای بین نوازندگان، هنرمندان و فناوران، آثار هنری­ای را تولید کرده است که تعاریف و فرم های سابق هنری را به چالش کشیده و ابعاد چندگانه ای را از فعالیت های هنری به نمایش گذاشته است. 

با نگاهی هوشمندانه به دهه آینده، بسیاری از پیشرفت های فناوری با پیامدهای قابل توجهی برای بخش هنر و فرهنگ همراه خواهد بود. بویژه، واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و به اصطلاح "واقعیت مختلط" شاهد رشد چشمگیر خواهند بود.گالری های مجازی، کنسرت­های برگزار شده توسط تکنولوژی واقعیت افزوده و... می توانند وسیله نوینی برای جذب مخاطبان باشند و منابع جدیدی برای درآمد شرکت ها و سازمان های فرهنگی و هنری تلقی شوند. در این میان هوش مصنوعی AI و یادگیری ماشینی ML در افزایش بهره­وری سازمان های فرهنگی و هنری نیز مورد استفاده قرار گرفته اند.

تحقیقات حاکی از آن است که به طور کلی در ده سال آینده، در تجارت جهانی افزایش تقاضا به سمت افرادی خواهد رفت که مهارتهای شناختی بالا، مانند اصالت، یادگیری فعال و تفکر سیستمی، به همراه  مهارت های قوی اجتماعی و ارتباطی (ویژگی بارز کار خلاقانه) را دارا هستند.